محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

638

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( بنگريد : پ 94 ) ، بر ساخته‌اند . ) به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، فرمانى است از سوى محمّد پيام‌آور خدا ، براى زاكانيان ، پس از گرويدنشان به آيين من . من همراه شما ، آفريدگارى را مىستايم كه جز او ، خدايى نيست . امّا بعد : بر من وحى آمده است كه شما به سرزمين و مغار ( 1 ) و جايگاههاى خويش ، بازخواهيدگشت . و به دليل نزديكى شما به خدا و پيامبر وى ، باكى بر شما نخواهد بود . خداوند ، از لغزشها و گناهان شما ، در مىگذرد ( و بديهاى شما را مىآمرزد . ) و آنچه را كه پيامبر خدا بر خويشتن روا داشته ، بر او ( 2 ) نيز روا داشته است . شما در پناه خدا و پيامبر او هستيد ؛ و از آنجا كه از روى يقين ، ايمان آورده‌ايد ، بىگمان خداوند ، گناهانتان را آمرزيده و شكوهء شما را شنيده است . از اين رو ، تا آنگاه كه به سخنان پيامبر ( ص ) گوش فرا دهيد ، هيچ حقّى از شما تباه نخواهد گشت . بر شماست كه سى دست زره و چهل نفر شتر ، به عاريت بدهيد . آنها در اختيار پيامبر خدا خواهند بود . چنانچه آنها را در يمن نگهدارند ، پيامبر خدا آنها را به شما بازخواهدگردانيد ( 3 ) . پس از آن ، جانها ، داراييها و فرزندانتان در پناه خدا و پيامبر او خواهند بود . ده يك دارايى و بيگارى از شما نخواهند گرفت . با پايدارى در راهى كه بر آن استوار گشته‌ايد ، آن را يارى دهيد ، كه راه درست همان است . هركس بر ايشان نيكى كند ، به خود نيكى كرده است ؛ و هركس بر ايشان بدى كند ، به خود بدى كرده است . بر هر مرد و زن مؤمن و مسلمان واجب است كه به محتواى اين نوشته ، وفادار ماند . . . ( 4 ) عمر بن خطّاب ، أبو بكر صدّيق ، سلمان پارسى ، مغيرة بن شعبهء ثقفى ، جرير بن عبد اللّه بجلىّ و مالك بن عوف ، بر آن ، گواه گشتند ، و على بن ابى طالب ، هفتم محرّم ، آن را نوشت . نشان مهر 1 . آنچه دربارهء واژهء « المغار » مىگويند ، اين است كه در ميان يهود ، فرقه‌اى به نام « مغاريّه » هست . اين گروه ، بر بنياد نوشته‌هايى خطّى كه آنها را در غارى يافته بودند ، عمل مىكردند . بيرونى و ديگران ، از اين فرقه ، ياد كرده‌اند . 2 . در اينجا عبارت متن ، پريشان است . زيرا ناگهان ، بىهيچ قرينه و مناسبتى ، از ضمير جمع مذكر مخاطب ، به ضمير مفرد مذكر غايب ، روى مىآورد و طرف خطاب نيز به درستى معلوم نيست . - م . 3 . در اين جمله نيز نارساييهايى هست و مؤلّف نيز ، با آوردن كلمه « كذا » آنها را گوشزد كرده است . - م . 4 . در اينجا نيز ، متن پريشان است و معنى درستى از آن ، دريافت نمىگردد و عبارت متن ، چنين است : « و ترك لكم أو بكت ( ؟ ) و غيرهما فى هذه ( كذا ) الكتاب » . - م .